ش | ی | د | س | چ | پ | ج |
1 | 2 | 3 | 4 | 5 | 6 | 7 |
8 | 9 | 10 | 11 | 12 | 13 | 14 |
15 | 16 | 17 | 18 | 19 | 20 | 21 |
22 | 23 | 24 | 25 | 26 | 27 | 28 |
29 | 30 | 31 |
در کتاب مفتاح الجنة روایت شده که روزى حضرت امیرالمؤ منین علیه السلام در منبر
بصره مى فرمود: (( ایهاالناس سلونى قبل ان
تفقدون )) یعنى از من سوال کنیدتا در بین شما هستم ، در آنجا مردى از میان قوم برخاسته عرض کرد:
در این ساعت جبرئیل در کجاست ؟
آن حضرت نظر مبارک به جانب آسمان انداخت ، بعد به
جانب مشرق و مغرب نظر کرد، اطراف قبه خضر و اطراف کره عنبر را ملاحظه فرمود جبرئیل
را در هیچ یک ندید، متوجه همان مرد سائل شده و فرمود: اى شیخ تو جبرئیل هستى راوی
مى گوید: پس بالهاى خود را هم زده پرواز کرد در آنحال حاضرین مسجد به ناله و فریاد
درآمدند، گفتند: شهادت مى دهیم که تو خلیفه رسول خدا هستى